|
آمنه بهرامي............
گناه من چيست............؟
| |||||||||||||||||
|
با سلام
توجه.... من عادل جمشیدرخ هستم و با کمک آقای علی فاتحی این سایت رو آماده کردیم برای کمک به آمنه بهرامی.این سایت تنها سایت معتبر برای دریافت شماره حساب آمنه می باشد لذا از سایت های دیگر برای دریافت شماره حساب اقدام نفرماید.دوستان عزیز می توانید نظرات خود را در این قسمت ارائه دهند.با آرزوی بهبودی آمنه بهرامی....... نظرات شما باعث دل گرمی آمنه عزیز خواهد شد. لطفا نظرات خود را در مورد بخشش آمنه بدهید..... [ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
خانم بهرامی روز یکشنبه (۹ مرداد ۱۳۹۰) به خبرگزاری ایسنا گفت، «به چهار دلیل امروز از اجرای حکم مجید منصرف شدم. اول به خاطر اینکه خداوند در سوره نوح که درباره قصاص سخن به میان آورده در پایان آن به بخشش توصیه کرده است و بخشش را بسیار بزرگتر از قصاص دانسته است و من نیز خواستم کار بزرگتر را انجام دهم.»
[ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
رییس جمهور تصمیم فداکارانه و سرشار از ایثار آمنه بهرامی را کاری بزرگ و ارزشمند دانست و گفت: گذشت و کار فداکارانهای که روی داد، برای ما و ملت ایران باعث افتخار است و موجب شد تا بسیاری از افراد از این کار درس گرفته و متحول شوند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری دکتر محمود احمدینژاد شامگاه چهارشنبه در دیدار آمنه بهرامی فردی که اخیراً در اقدامی فداکارانه از قصاص عامل اسیدپاشی به وی گذشت کرد، ضمن ابراز امیدواری از اینکه این گذشت آنچنان تاثیری در دلها بگذارد که دیگر کسی به سراغ اینگونه اقدامات قبیح نرود، گفت: هر خوبی که در دنیا باقی میماند حاصل فداکاری و گذشت است و همواره کسانی از زندگی و افراد خانواده خود گذشتهاند تا ارزشها در جامعه باقی بماند. دکتر احمدینژاد خاطر نشان کرد: همه باید یاد بگیرند که یکدیگر را دوست داشته باشند چرا که دشمنیها و کینهورزیها بخاطر سیطره شیطان بر انسان بوجود میآید. رییس جمهور ملت ایران را بهترین مردم دنیا دانست و گفت: دشمنان و شیاطین همواره از روحیه گذشت و فداکاری ملت ایران و اینکه این ملت یکدیگر را دوست دارند، ناراحت و عصبانی هستند. آمنه بهرامی نیز که به همراه خانواده خود در این دیدار حاضر شده بود، ضمن ارائه گزارشی از روند درمان خود، انگیزههای فردی و اجتماعی گذشتن از حکم قصاص را نیز با رییسجمهور در میان گذاشت.
ادامه مطلب [ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
[ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
آمنه ، چشم انتظار كمك هاي انسان دوستانه نيكوكاران است... وضعيت بحراني دختري كه قرباني اسيدپاشي شد ........ سرگذشت آمنه بهرامي نوا
صادره از تهران - متولد 7/7/1356- فوق ديپلم الكترونيك- دانشكده واحد اسلام شهر- آمنه بعد از فارغ التحصيل شدن در رشته الكترونيك مشغول به كار مي شود، شايان ذكر است كه قبل از تحصيل هم مشغول به كار بوده است و همواره به خانواده كمك مي كرد. در سال 1383 از طريق تماس تلفني يكي از همكلاسي هايش متوجه شد كه يكي از بچه هاي سابق دانشگاه به او ابراز علاقه كرده و از وي خواستگاري كرده كه بعد از پرس و جو متوجه مي شود كه آن شخص 4 سال از خودش كوچكتر مي باشد و هيچ وجه مشتركي با هم ندارند و جواب رد مي دهد از همان موقع مزاحمت هاي تلفني شروع مي شود و حتي مادر آن شخص تلفني با آمنه صحبت مي كند كه او مجددا مي گويد نه و فرد ايده آل من با توجه به سن و اخلاقيات پسر ايشان نمي باشد، منتهي مدت ها اين فرد تلفني با التماس و تهديد مي خواست به خواسته اش برسد كه حتي يكبار تهديد كرده بود كه بلايي سر او مي آورد اگر جواب نه بگويد، كه البته آمنه سعي مي كرد توجه نكند و شايد با كم محلي دست از سرش بردارد كه بالاخره متأسفانه در 12 آبان 1383 مصادف با شب نوزدهم ماه مبارك رمضان حادثه بسيار تلخي رخ داد در حالي كه آمنه عازم رفتن به خانه از محل كار مي شد در پارك روبروي بيمارستان رسالت واقع در زير پل سيد خندان به يكباره مورد حمله قرار گرفت و در يك لحظه آن پسر را ديد كه ظرفي در دست دارد و محلول محتوي آن ظرف را سريع به روي صورت او ريخت و پا به فرار گذاشته كه آمنه بعد از چند ثانيه دچار سوزش زياد و درد وحشتناكي مي شود كه با داد و فرياد، مردم به سوي آمنه و او را به بيمارستان رسالت رسانده صورت او را مي شويند ولي موفق به بازكردن چشم هايش نمي شوند و او را به بيمارستان مطهري منتقل مي كنند و بعد از ساعتي به بيمارستان لبافي نژاد. متأسفانه آسيب رسيده به چشم ها و صورت به قدري زياد است كه تاب و توان را از او گرفته و قادر به ديدن تصاوير به صورت واضح نبود و چندين بار چشم هايش را مورد عمل جراحي قرار مي دهند ولي موفقيتي حاصل نمي شود، پوست او هم كه بدتر. حدود 2 روز بعد آن پسر سنگدل دستگير مي شود ولي چه فايده؟ آمنه چند ماهي در بيمارستان بستري مي شود پزشكان عزم جزم مي كنند تا بتوانند كمكي به او بكنند ولي آسيب اسيد روز به روز بر چشم او تأثيرات بدي مي گذاشت به طوري كه تمام كره ي چشم و رگ هايش را كوچك كرده و از ميان برده بود كه بعد از چند ماه مرخص مي شود و از نظر ديدن قطع اميد مي كنند پوست او هم كه روز به روز عمق سوختگي اش بيشتر مي شود. در اين مدت هركس هر كمكي از او بر مي آمد براي وي انجام مي داد بالاخره بعد از چندين ماه مرخص شد و به خانه آمد ولي با چشم هاي بسته كه درد و سوزش زيادي داشت و صورت و دستي سوخته دكترها گفتند در ايران براي چشم او كاري نمي شود كرد و در كشور اسپانيا شهر بارسلونا كه در زمينه ي چشم تخصص زيادي دارند شايد بتوان كاري كرد. و هزينه رفتن به آنجا مشكل ساز بود،
خانواده آمنه چند ماه كوشش فراوان كردند و در اواخر سال 83 خواهر آمنه توانست مجوز خروج آمنه از كشور و پول بليط رفت به آن جا را از وزارت بهداشت تهيه كند. مقداري هم اطرافيان پول فراهم كردند و در فروردين 84 آمنه به همراه خواهرش راهي كشور اسپانيا شدند پس از رسيدن به آنجا بعد از معاينات فراوان دكترهاي آمنه اعلام كردند كه اگر زودتر مي آمد ممكن بود زودتر به نتيجه برسند و الان زمان زيادي بايد صرف شود. چشم چپ وي كه در ايران مي خواستند تخليه كنند و هنوز هم بخيه شده بود را گفتند به علت اينكه كره ي چشم كوچك شده فعلا دست نمي زنند. و چند هفته بعد چشم راست او را عمل كردند ولي گفتند فعلا بايد بسته باشد در چند ماه چون آمنه پلك نداشت و تمام پلك او سوخته بود چندين عمل جراحي روي او انجام شد كه از بدنش پوست مي گرفتند و بر چشم او پيوند مي زدند كه پلك درست شود. دوبار ديگر هم چشم راست را عمل كردند بعد از يكسال حدود 35% بينايي خيلي ضعيف حاصل شد ولي به علت هزينه ي بالا عمل ها كه آمنه توان پرداخت پول هاي آنان را نداشت و دائم به آنها بدهكار مي شد و هزينه داروهاي چشم بسيار بالا بود كه تا پولي تهيه مي شد براي آن زمان دير مي شد و همزمان بنيه ي جسماني اش را بر اثر اين عمل ها و تزريق داروهاي مسكن تحمل درد از دست داده بود. بر روي چشم او اثر خوبي نمي گذاشت من خودم هر وقت با او صحبت مي كردم از درد مي ناليد و ديگر توان تحمل نداشت ولي هميشه از خدا مي خواست كه به او توان بدهد.
با همان 35% بينايي انگار دنيا را به او داده بودند. بعد از مدتي چون هزينه ها بالا و تغذيه هم نامناسب بود و روحيه وي خراب دوباره فشار چشم او بالا رفت و بينايي يه صفر رسيد و دكترها به او تأكيد كردند كه بايد استراحت مطلق داشته باشد و روحيه اش را بالا ببرد و دائم تحت نظر دكترها باشد اما مگر مي شود با اين همه درد در تنهايي و نديدن روحيه اي را حفظ كرد حدود يكسال ديگر سپري شد و دوبار ديگر چشم هاي او را عمل كردند و چندين بار تا مرز نور ديدن پيش رفت و حدود چند ماه پيش پوست صورت او را عمل كردند و سلولهاي بنيادي را تزريق كردند تا پوست زيرين ترميم شود. كه البته تا 3 نوبت ديگر مي بايست پوست وي عمل شود. و در مورد چشم ها تا 3 سال ديگر تاريخ دادند كه زمان مي برد تا نتيجه اي حاصل شود. و الان در حال حاضر آمنه در پانسيوني دانشجويي در شهر بارسلونا به سر مي برد كه به او مهلت دادند كه بايد هرچه سريعتر آن جا را تخليه كند. البته مردم شهر آنجا ديگر او را مي شناسند و تا الان نسبت به او كمك هاي زيادي كردند تا الان ياري خداوند و كمك هاي مردم ايران و اسپانيا او را ياري كرده و تا الان دوام آورده است. در حدود يك ماه ديگر عمل جراحي ديگري روي پوستش دارد در مورد چشم هايش هم همين طور الان به سختي روزگار مي گذراند بدون ديدن در تاريكي مطلق با درد زندگي مي كند او هنوز كه هنوز دردهاي فراواني دارد بر اثر خوردن داروهاي مسكن قوي در اين 3 سال معده اي او هم ناراحتي پيدا كرده و تحت مداوا مي باشد هزينه ها در آن جا بسيار بالاست او مي بايست داروهاي چشم خود را به موقع تهيه كند ولي به خاطر نبود پول به موقع گاهي آنقدر دير مي شود كه دوباره بر مي گردد سرجاي اول و همان دردها. او با صرفه جويي روزي يك وعده غذا مي خورد تا دچار بي پولي نگردد ولي آنقدر داروها گران است كه راه به جاي نمي برد در اين جا اين سوال مطرح كه آن جوان با ندانم كاري خودش چه بلاي وحشتناكي را بر سر آمنه و خانواده اش آورده است. مادر آمنه 3 سال است كه عملا زندگي اش فلج شده او نان آور خانواده است كه به سختي روزگار مي گذراند و در غم فرزندش و درد و رنج او زحمت هاي فراواني كشيده و به هر كجا كه مي شده و مي توانسته سر زده است ولي آن قدر گرفتار و بدبخت بيچاره زياد است كه در اين مملكت كه به هركس كه برسي تعدادي ديگر مي مانند خدا بايد ياري كند همه چيز در دست اوست در اين جا با تشكر از تمام كساني كه در اين مدت به آمنه كمك كرده اند و او را ياري داده اند شايان ذكر مي باشد كه او الان در وضعيت بدي به سر مي برد و نيازمند كمك و ياري مي باشد تمام سعي و تلاش او اين است كه بعد از تحمل اين همه درد و رنج بتواند حداقل بينايي يك چشم به او برگردد و اين مستلزم اين است كه از نظر مالي هم دستش باز باشد از تمام كساني كه توان كمك به او را دارند استدعا مي نمايد كه او را ياري دهند تا بتواند به مقصود خود برسد واقعا خيلي سخت است به اين شكل زندگي كردن كه بدون هيچ گناهي به دست شخصي سنگدل نعمت سلامتي و ديدن از آدم گرفته شود و جواني آدمي در درد و رنج و غصه و افسوس سپري گردد. و اي كاش كه قانوني تصويب مي شد كه مي توانست به كل جلوي اين قسم جنايات را مي گرفت كه اين طور با زندگي كسي به راحتي بازي نكنند و در اين طور مواقع خداوند متعال همه ي انسان ها را مورد آزمايش قرار مي دهد كه نظاره گر اعمال ماست كه بايد به مدد و ياري همنوعان خود بشتابيم تا از اين آزمون سربلند بيرون بياييم چرا كه هركس در اين دنيا دست ياري به سوي هم نوع خود دراز كند خداوند او را قرين رحمت خود قرار مي دهد. با آرزوي سلامتي براي كساني كه از اين موضوع مطلع مي گردند اميدوارم كه هيچ انساني محتاج و نيازمند كسي نباشد و در سلامتي به سر ببرد و الان آمنه نيازمند ياري شما عزيزان است. او را دريابيد خداوند نگهدارتان باشد. ومن الله توفيق [ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چوعضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار شماره حساب آمنه بهرامی نوا---دراسپانیا Account holder:ms.amaneh bahrami nava Account holder :ms.amaneh bahrami nava Bank name: La Caixa Bank address: Barcelona, spain Iban: ES63 2100 3017 0821 0287 5810 SWIFT code: caixesbbxxx Telephone no: 0034-932374961 شماره حساب آمنه بهرامی نوا---درایران
343384203 بانک تجارت شعبه شهید همت بنام آمنه بهرامی نوا
با هم برای آمنه دعا میکنیم که هرچه زودتر با کمک هموطنان عزیزمان خوب شود و به ایران باز گردد. Email Facebook: http://facebook.com/ameneh.bahrami [ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
[ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
سرگزشت آمنه بهرامی نوا
برای خواندن سرگزشت آمنه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... http://video.google.com/videoplay?docid=7249908416559618252 **ویدئو** بروز شده ...... ادامه مطلب [ ] [ ] [ عادل جمشیدرخ ]
|
|||||||||||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||||||||||||||||